وبلاگ تخصصی زبان و نگارش دیلماجیو -بنر

واژه نامه
گرامر انگلیسی

Dilmajio A-Z Grammar Glossary Icon
برای توضیحات بیشتر بروی واژه کلیک کنید
خلاصه تعریف به فارسی Term | واژه
در دیکشنری انگلیسی اکسفورد، کاربرد خاص یک… کاربرد خاص special use
ریشه، پایه و اساس یا بخش اصلی… ریشه stem
پسوند (Suffix) جزئی است که به آخر… پسوند suffix
به کلمه infinitive “مصدر” مراجعه کنید. مصدر با to to-infinitive
یک فعل زمانی گذرا است که مفعول… گذرا transitive
ضمیر دوم شخص بیانگر فرد (یا گروهی… دوم شخص second person
قید جمله قیدی است که نسبت به… قید جمله sentence adverb
1. به عبارت یا سخنی که در… تشبیه similative
از شکل مفرد یک اسم برای اشاره… مفرد singular
به یک کلمه، عبارت، جمله یا ساخت… ساده simple
فاعل یک جمله یا جمله‌واره بخشی از… فاعل subject
وقتی یک کلمه نقش فاعلی یک جمله… فاعلی subjective
وجه شرطی یک وجه دستوری است که… وجه شرطی subjunctive
جمله واره فرعی جمله واره ای است… جمله‌ واره فرعی یا وابسته subordinate clause
صفت یا قید عالی (Superlative) بیانگر بالاترین… عالی Superlative
زمان انجام یا رخ دادن عمل فعل… زمان tense
این جمله ‌واره‌ها، جمله واره‌های وابسته‌ای هستند… جمله ‌واره شروع شونده با that that-clause
ضمایر سوم شخص بیانگر شخص، چیز یا… سوم شخص third-person
در انگلیسی حالت ملکی بی نشانه، استفاده… حالت ملکی بی نشانه unmarked genitive
فعل کلمه‌ای است که معمولا بیانگر کاری… فعل verb (v.)
اسم فعل کلمه‌ای است (در انگلیسی مدرن… اسم فعل verbal noun
حالت خطابی در بعضی زبان‌های تغییریافته برای… خطابی Vocative
نوع صفر بیانگر غیبت یک ویژگی دستوری… نوع صفر zero
صفت ملکی کلمه ای مرتبط با ضمیر… صفت ملکی possessive adjective
ضمیر ملکی نوعی ضمیر است که بیانگر… ضمیر ملکی possessive pronoun
پیشوند جزئی است که به ابتدای واژه… پیشوند prefix
گروه قیدی گروهی از کلمات است که… گروه قیدی prepositional phrase
به participle “وجه وصفی” مراجعه کنید. وجه وصفی حال present participle
به کلمات apodosis و protasis”مکمل یا نتیجه… عبارت شرطی Protasis
عبارت به گروهی از کلمات گفته می‌شود… عبارت ( یا گروه) phrase (phr.)
وقتی برای بیان یک معنی در عبارت… حشو pleonasm
شکل جمع یک کلمه معمولا برای اشاره… جمع plural
اگر صفت یا قیدی در حالت ساده… مثبت positive
کلمه possessive “ملکی”، معمولا در کلمات Possessive… ملکی possessive
یک معرف پسین، کلمه، عبارت یا جمله… معرف پسین postmodifier
گزاره یک جمله بخشی از آن است… گزاره predicate
یک صفت خبری توسط کلمه seem “به… خبری (صفت خبری) predicative
معرف پیشین اسم، عبارت یا جمله واره‌ای… معرف پیشین premodifier
حرف اضافه کلمه ای است که معمولا… حرف اضافه preposition (prep.)
مفعول باواسطه کلمه یا عبارتی است (معمولا… مفعول حرف اضافه prepositional object
در جمله زیر the idea “فکر” مفعول… مجهول حرف اضافه‌ای prepositional passive
زمان حال فعل معمولا بیانگر اتفاقی است… زمان حال present tense
صورت جانشین، کلمه یا ترکیبی از کلمات… صورت جانشین pro-form
استمراری یک ساخت فعلی است که بیانگر… استمراری progressive
ضمیر کلمه‌ای است که نقشی مشابه نقش… ضمیر pronoun (pron.)
اسم خاص اسمی است که برای شخص،… اسم خاص proper noun
در بعضی مدخل های بازبینی نشده دیکشنری… شبه quasi-
یک ضمیر موصولی ضمیری است که با… موصولی relative
1. ضمیر فاعلی ضمیری است که به… فاعلی reflexive
فعل مرکب از یک فعل و یک… فعل مرکب phrasal verb
سرگروه در گروه اسمی بخش اصلی و… سرگروه head
شکل امری یک فعل برای درخواست، دستور… امری imperative (imper.)
وقتی یک فعل سوم شخص مفرد مثل… بی فاعل impersonal (impers.)
به مفعول object مراجعه شود. مفعول غیرمستقیم indirect object
تشدید کننده کلمه، گروه اسمی یا پیشوندی… تشدیدکننده Intensifier
حرف ندا کلمه ای است که نقشی… حرف ندا Interjection
اگر فعلی مفعول مستقیم نگیرد به آن… فعل لازم Intransitive
ترکیب مکانی ترکیبی است که در آن… مکانی Locative
وجه فعل به این مطلب اشاره دارد… وجه mood
تکواژ واحدی از زبان است که قابل… تکواژ morpheme
در زبان‌هایی که جنس دستوری دارند، اسم‌های… خنثی neuter
عدد یک مقوله دستوری است که شکل‌های… عدد number
تمنایی حالتی است که برای بیان آرزو… تمنایی optative
یک ترکیب پاره همنهشت ترکیبی است که… پاره همنهشت parasynthetic
در بعضی زبان ها اسم ها ضمایر… جنس gender
در بعضی زبان‌های تغییر یافته (genitive) “حالت… حالت مالکیت genitive
اسم مصدر کلمه ای است (در انگلیسی… اسم مصدر gerund
حرف تعریف نامعین یا نکره در انگلیسی… نامعین Indefinite
کلمه، گروه اسمی یا جمله واره پرانتزی… پرانتزی parenthetical
صفتی است که مشتق شده از وجه… صفت وابسته به وجه وصفی participial adjective
به واژه participle “وجه وصفی” مراجعه کنید. وجه وصفی گذشته past participle
وجه اخباری معمول‌ترین و متداول‌ترین وجه دستوری… وجه اخباری indicative
در جمله زیر (new books) “کتاب های… مجهول غیرمستقیم indirect passive
سوال مستقیم سوالی است که به جای… سوال غیرمستقیم indirect question
نقل قول غیرمستقیم نقل قولی است که… نقل قول غیرمستقیم indirect speech
شکل مصدری یک فعل ساده‌ترین شکل آن… مصدر infinitive
Inflection “صرف” Inflectional “صرف شده” Inflected “تصریفی”… صرف inflection
یک ترکیب ابزاری ترکیبی است (معمولا توصیفی)… حالت بایی/ ابزاری instrumental
به کلمه، جمله واره یا جمله‌ای گفته… پرسشی Interrogative
یک جمله واره ی اصلی جمله واره… جمله واره اصلی main clause
فعل اصلی فعلی است که معنای لغوی… فعل اصلی main verb
در انگلیسی مدرن شکل‌های مذکر آنهایی هستند… مذکر masculine
اسم عام اسمی است که شکل جمع… اسم عام mass noun
Modal verb “فعل وجهی” Modal auxiliary verb”… کمکی وجهی modal verb
معرف کلمه، گروه اسمی یا جمله واره… تعیین | معرف modify | modifier
جمله واره موصولی اسمی نوعی جمله واره… جمله واره های موصولی اسمی nominal relative clause
در بعضی زبان‌های تغییر یافته حالت فاعلی… حالت فاعلی nominative
یک فعل نامحدود، محدود به زمان نمی‌شود.… نامحدود non-finite
در جمله‌ای مثل It is raining “باران… غیر ارجاعی non-referential
اسم کلمه‌ای است که می‌تواند نقش فاعل… اسم noun (n.)
گروه اسمی گروهی از کلمات است که… گروه اسمی  noun phrase
Object “مفعول “ Direct object “مفعول مستقیم… مفعول object
وقتی یک کلمه نقش مفعول یک جمله… حالت مفعولی objective
ادات سخن یا اجزای کلام مقوله‌ای است… ادات سخن part of speech
وجه وصفی شکلی از فعل است که… وجه وصفی participle
در جمله مجهول، فاعل دستوری معمولا به… وجه مجهول passive
مصدر های با To مثل to eat… مصدر مجهول passive infinitive
زمان گذشته یک فعل معمولا بیانگر عملی… زمان گذشته past tense
کامل یک ساخت فعلی است که بیانگر… زمان کامل Perfect tense
حشو به بیان معنی با دو کلمه… حشو و عبارت های زائد periphrasis
شخص یک مقوله دستوری است که برای… شخص person
ضمیر شخصی ضمیری است که یکی از… ضمیر شخصی personal pronoun
حذف به قرینه زمانی اتفاق می‌افتد که… حذف به قرینه | محذوف ellipsis | elliptical
یک پرکننده یا پرکننده محاوره‌ای (conversational filler)… پرکننده filler
این کلمه در انگلیسی مدرن به جنس… مونث feminine
فعل محدود فعلی است که با زمان… محدود finite
ضمایر اول شخص، فرد (یا گروهی از… اول شخص first person
وقتی دو یا چند کلمه کنار هم… همایندی | همایند collocation | collocate
ترکیب هر کلمه یا گروه اسمی است… ترکیب combination
همبند جزئی است که به اول یا… همبند combining form (comb. form)
اسم ذات بیانگر یک شیء فیزیکی، مکان،… اسم ذات concrete
جمله یا جمله واره اخباری معمولا چیزی… اخباری declarative
به کلمه ی (article) “حرف تعریف” مراجعه… حرف تعریف معین  definite article
اسم عام اسمی است که نام شخص… اسم عام common noun
یک صفت یا قید تفضیلی درجه بالاتری… وجه تفضیلی comparative
معرف اسم کلمه‌ای است که قبل از… معرف اسم determiner
به کلمه ی object “مفعول” مراجعه کنید. مفعول مستقیم direct object
گاهی اوقات ممکن است یک فعل هر… دو مفعولی double object
جزء یک کلمه، همبند، پیشوند یا پسوند… جزء element
مکمل کلمه، گروه اسمی یا جمله ای… مکمل complement
ترکیب مکمل ترکیبی است که در آن… مکمل مرکب complementary
مرکب یک کلمه یا واحد لغوی است… مرکب | مرکب سازی compound | compounding
جمله واره شرطی جمله واره ای است… شرطی conditional
عطف کلمه ای است که برای وصل… عطف conjunction (conj.)
ساخت به گروه کلماتی گفته می‌شود که… ساخت construction
در مدخل های بازبینی نشده دیکشنری اکسفورد،… تجزیه و ترکیب construed (const., constr.)
فعل ربطی فاعل یک جمله را به… فعل ربطی (اسنادی) copular verb | copula
اسم قابل شمارش اسمی است که معمولا… اسم قابل شمارش count noun
در برخی زبان‌های تغییریافته کلمه مفعول غیرمستقیم… مفعول غیرمستقیم dative
ضمیر یا صفات اشاره گروه کوچکی از… ضمیر/صفت اشاره demonstrative
یک سوال مستقیم سوالی است که دقیقا… سوال مستقیم direct question
نقل قول مستقیم نقل قولی است که… نقل قول مستقیم direct speech
در انگلیسی مدرن، اسم‌ها و ضمایر می‌توانند… دوتایی dual
اگر کلمه یا اصطلاحی که به طور… مستقل absolute (absol.)
یک اسم انتزاعی نشانگر چیزی غیر مادی… انتزاعی abstract
در بعضی زبان‌های تغییر یافته، حالت مفعولی… حالت مفعولی accusative
در جملات معلوم، فاعل جمله شخص یا… معلوم active
صفت کلمه‌ای است که اسم، گروه اسمی… صفت adjective
کلمه‌ای است که توضیح بیشتری درباره معنی… قید adverb (adv.)
اگر کلمه یا عبارتی قیدساز باشد یا… قیدساز | قیدی adverbial | adverbially
اسم فاعل اسمی است که از فعل… اسم عامل agent noun
مطابقت نحوی در جمله به این معنی… مطابق | مطابقت (فعل و فاعل) agree | agreement
ترکیب بدلی ترکیبی است که اگر حالت… بدل appositive
حرف تعریف یکی از کلمات گروه (the,… حرف تعریف article
به مصدر با to مراجعه شود. مصدر بدون to  bare infinitive
به شکل پایه یا ساده‌ترین شکل فعل… شکل پایه base form
یک فعل سببی (یا معنای آن) علت… سببی causative
کلمه یا گروه اسمی ارجاعی پیش مرجع… ارجاعی (پیش مرجع) anaphoric
مرجع ضمیر کلمه یا گروه اسمی است… مرجع ضمیر antecedent
در جمله ای مانند: it فاعل نحوی… پیشگرا anticipatory
به جمله واره بیان کننده شرط (protasis)… شرط و اجزای شرط apodosis and protasis
وقتی دو یا چند واحد دستوری جمله… عطف بیان apposition
اگر مفعول مستقیم هم از نظر شکل… مفعول مطلق cognate object
یک صفت مستقیم، به طور مستقیم اسم… صفت مستقیم attributive
یک فعل کمکی جزئی از گروه کوچکی… فعل کمکی auxiliary verb | auxiliary
حالت، شکل تغییر یافته ی اسم، ضمیر… حالت case
کلمه یا گروه اسمی پس مرجع به…  پس مرجع cataphoric
جمله واره یک واحد دستوری است که… جمله واره clause
اسم جمع اسمی است که در شکل… اسم جمع  collective noun

پر بازدیدترین از این واژه نامه