تصویر پست فرق say و tell از دیلماجیو

افعال say و tell معنی مشابهی دارن. هردو به معنی برقرار کردن ارتباط کلامی با دیگران هستن. ولی ما اغلب اون‌‌ها رو به طور متفاوت از هم استفاده می‌‌کنیم. راحت‌‌ترین راه برای نشون دادن تفاوت این دو کلمه، جملات الگوی زیر هستن:

We say something (چیزی می‌‌گیم)

Anna said that she was tired.

ترجمه: آنا گفت که خسته است.


Your mom says you have a new job.

ترجمه: مامانت گفت که یه کار جدید پیدا کردی.


Kevin said: “I love you. ”

ترجمه: کوین گفت: دوستت دارم.

We tell someone something (چیزی رو به کسی می‌‌گیم)

Kyle told me that she was tired.

ترجمه: کایلی به من گفت که خسته هست.


They tell me you have a new job.

ترجمه: اون‌‌ها به من گفتن که یه کار جدید پیدا کردی.


Sara told him that she loved him.

ترجمه: سارا به اون گفت که دوستش داره.

البته که تفاوت کاربرد say و tell در جملات همیشه به همین سادگی نیست. در زیر قوانینی رو می‌‌بینین که به تشخیص تفاوت اون‌‌ها کمک می‌‌کنن.

مفعول شخصی

معمولا بعد از tell یه مفعول شخصی می‌‌یاد (شخصی که داریم باهاش حرف می‌‌زنیم). برعکس، معمولا say رو تنها و بدون مفعول شخصی استفاده می‌‌کنیم.

He told me that he loved Mary.

ترجمه: اون به من گفت که ماری رو دوست داره.


He said that he loved Mary.

ترجمه: اون گفت که ماری رو دوست داره.


She told everybody that she had to leave.

ترجمه: اون به همه گفت که باید بره.


She said that she had to leave.

ترجمه: اون گفت که باید بره.

Say “to someone”

بعد از say گاهی از “to someone” استفاده می‌‌کنیم:

Her dad said to her that she had done very well.

ترجمه: پدرش بهش گفت که کارش عالی بود.


“I’d like to sleep,” he said to me quietly.

ترجمه: اون به آرامی بهم گفت: «می‌‌خوام بخوابم».

نقل قول مستقیم

ما می‌‌تونیم say رو در نقل قول‌‌های مستقیم استفاده کنیم. اما tell رو فقط در اون دسته از نقل‌‌ قول‌‌های مستقیم به کارمی‌‌بریم که بیان اطلاعات یا راهنمایی باشن.

Camellia said, “Hello Anthony. How are you?”

ترجمه: کاملیا گفت: “سلام آنتونی. حالت چه‌‌طوره؟ ”


“That’s great,” Daisy said. ”

ترجمه: دیزی گفت: ” “این عالیه.


She told me: “Open the window quietly. ”

ترجمه: اون به من گفت: “پنجره رو آروم باز کن. ”


She told me, “I have never been to Paris. ”

ترجمه: اون بهم گفت: “تا حالا هیچ‌‌وقت به پاریس نرفتم. ”

در سوالات مستقیم می‌‌تونیم از say استفاده کنیم اما نمی‌‌تونیم tell رو به‌‌کارببریم:

Tara said: “Do you love me?”

ترجمه: تارا گفت: “دوستم داری؟ ”


The detective said to the prisoner, “Where were you at 4pm?”

ترجمه: کاراگاه از زندانی پرسید: “ساعت 4 بعد از ظهر کجا بودی؟ ”

نقل قول غیرمستقیم

از هردو فعل say و tell می‌‌شه برای بیان اطلاعات نقل قول در انگلیسی شده از شخص دیگه استفاده کرد.

She said that it was snowing.

ترجمه: اون گفت که داره برف می‌‌یاد.


He told me that he would call at 3pm.

ترجمه: اون بهم گفت که ساعت 3 بعد از ظهر زنگ می‌‌زنه.

برای بیان سوالات غیر مستقیم نقل شده از شخص دیگه نمی‌‌تونیم از say یا tell استفاده کنیم؛ بلکه باید از ask یا فعل مشابه دیگه استفاده کنیم:

We asked if he had ever been there.

ترجمه: ما از اون پرسیدیم که آیا تا حالا اینجا اومده یا نه.


Waiter asked what I wanted to eat.

ترجمه: گارسون ازم پرسید که چی می‌‌خوام بخورم.


They asked if I wanted to go home.

ترجمه: اون‌‌ها ازم پرسیدن که آیا می‌‌خوام برم خونه؟

نقل قول در انگلیسی (انواع، فرمول، مثال)

یه آموزش جامع درباره انواع نقل قول و کاربردها …

بخوانید

دستور، توصیه

برای دستور دادن یا نصیحت و توصیه کردن از ساختار (شکل ساده فعل+ مفعول+ tell) استفاده می‌‌کنیم.

I told them to sit down.

ترجمه: من بهشون گفتم که بنشینن.


Her family told me not to wait.

ترجمه: خانواده‌‌اش بهم گفتن که منتظر نمونم.


Tell Sarah to have a holiday and forget about the problems.

ترجمه: به سارا بگین که به تعطیلات بره و مشکلات رو فراموش کنه.

عبارات

در این بخش چند عبارت ثابت رو که همیشه در ساختارشون tell دارن می‌‌بینیم. در هیچ‌‌کدوم از این عبارات نمی‌‌تونیم به جای tell از say استفاده کنیم.

tell (someone) a story

ترجمه: برای کسی داستان گفتن


tell (someone) a lie

ترجمه: به کسی دروغ گفتن


tell (someone) the truth.

ترجمه: راستش رو به کسی گفتن


tell the future (= برای فهمیدن این که آینده چی با خودش می‌‌یاره)

ترجمه: از آینده برام بگو


tell the time (= بلد بودن خواندن ساعت)

ترجمه: ساعت رو بگو

درست‌ها و نادرست‌ها

مثال‌های زیر کاربردهای درست و نادرست say و tell رو نشون می‌دن.

Kevin told Nick to go away.
Kevin said Nick to go away.

دلیل: چون say نمی‌تونه بعدش مفعول شخصی داشته باشه و نمی‌تونیم با say به کسی بگیم که کاری رو بکنه.

Sam told me that he was hungry.
Sam said me that he was hungry.

دلیل: چون say نمی‌تونه بعدش مفعول شخصی داشته باشه و نمی‌تونیم با say به کسی چیزی بگیم.

She said that she likes chocolate.
She told that she likes chocolate.


دلیل: چون نمی‌تونیم با tell چیزی رو به طور غیرمستقیم از طرف کسی نقل کنیم.

Aunt Lora told them that she was coming.
Aunt Lora said to them that she was coming.
Aunt Lora told to them that she was coming.

دلیل: چون نمی‌تونیم بعد از tell برای بیان مخاطب از to استفاده کنیم.

This little boy always tells lies.
This little boy always says lies.

دلیل: چون نمی‌تونیم say و lie رو باهم تو یه عبارت استفاده کنیم.

Anita said to me: “Let’s turn on the TV. ”
(Anita told me, “Turn on the TV. “)
(Anita told me: “I was born in 1995. “)
Anita told me: “Let’s turn on the TV. ”

دلیل: چون به‌‌غیر از راهنمایی‌‌ها و جملات دستوری، جای دیگه نمی‌‌تونیم برای نقل قول مستقیم از tell استفاده کنیم.

I asked if he wanted to come.
I said if he wanted to come.

دلیل: چون نمی‌‌تونیم از هیچ کدوم از افعال tell یا say برای نقل قول سوالات از طرف یکی دیگه استفاده کنیم.

Teacher asked what we wanted to do.
Teacher told what we wanted to do.

دلیل: چون نمی‌‌تونیم از هیچ کدوم از افعال tell یا say برای نقل قول سوالات از طرف یکی دیگه استفاده کنیم.


مقاله های مرتبط:


نظر دهید